یک تجربه تلخ از شراکت میتواند ما را به این نتیجه برساند که «دیگر هیچوقت با کسی شریک نمیشوم». اما گاهی مشکل فقط شریک ما نیست؛ الگویی است که باعث میشود بیشتر از سهممان کار کنیم، دیر اعتراض کنیم و بیش از اندازه امتیاز بدهیم.
شاید قبل از کنار گذاشتن شراکت، لازم باشد ببینیم خودمان در شراکت چه الگویی را تکرار میکنیم.
در این ویدئو چه میبینید؟
گاهی بعد از یک تجربه ناموفق، تمام مشکل را به «شراکت» نسبت میدهیم؛ در حالی که بخشی از ماجرا ممکن است به الگوهایی برگردد که خودمان وارد رابطه کاری میکنیم.
در این ویدئو بررسی میکنیم چگونه سه طرحواره میتوانند تعادل یک شراکت را بههم بزنند:
طرحواره ایثار: بیشتر از سهم خود مسئولیت میپذیریم و نیازهای طرف مقابل را مقدم میدانیم.
طرحواره اطاعت: مخالفت، مطالبه حق و «نه گفتن» برایمان دشوار میشود.
طرحواره نقص و شرم: ممکن است ارزش تخصص، زمان یا سهم خودمان را کمتر از شریکمان ببینیم.
مسئله این نیست که در شراکت هیچوقت امتیاز ندهیم؛ مسئله این است که آیا آگاهانه و متقابل امتیاز میدهیم یا از ترس تعارض، احساس گناه یا ناکافیبودن.
یک شراکت سالم جایی است که برای حفظ رابطه، مجبور نباشیم خودمان را کنار بگذاریم.
«من غلط بکنم دوباره با کسی شریک بشم!»
اگر یک تجربه تلخ از شراکت داشته باشید، احتمالاً این جمله چندان برایتان غریبه نیست.
شاید در یک شراکت کاری بیشتر از سهمتان کار کردهاید، مسئولیتهای بیشتری پذیرفتهاید، بارها از حق خودتان گذشتهاید و برای حفظ رابطه یا جلوگیری از تنش سکوت کردهاید.
بعد هم وقتی رابطه به نقطه فرسودگی رسیده، با خودتان گفتهاید:
«شراکت اصلاً چیز خوبی نیست. از این به بعد همه کارهایم را خودم انجام میدهم.»
اما در اتاق درمان، گاهی سؤال دیگری اهمیت پیدا میکند:
آیا واقعاً مشکل از مفهوم «شراکت» است یا الگوی شما در شراکت باعث شده بارها بیش از اندازه امتیاز بدهید؟
گاهی آدمها و موقعیتها تغییر میکنند، اما یک الگو همچنان تکرار میشود:
شما بیشتر میدهید، بیشتر تحمل میکنید، دیرتر اعتراض میکنید و وقتی دیگر توان ادامه ندارید، رابطه را ترک میکنید.
در چنین شرایطی لازم است به جای بررسی صرفِ رفتار شریک، نگاهی هم به طرحوارههای خودمان داشته باشیم.
طرحوارهها چطور وارد شراکت کاری میشوند؟
طرحوارهها الگوهای عمیق هیجانی و شناختی هستند که معمولاً ریشههایشان به تجربههای اولیه زندگی برمیگردد و میتوانند بر برداشت ما از خودمان، دیگران و روابط اثر بگذارند.
به همین دلیل طرحوارهها فقط در روابط عاطفی ظاهر نمیشوند.
ممکن است ردپای آنها را در رابطه با خانواده، دوستیها، محیط کار، مسائل مالی و حتی شراکت کاری ببینیم.
برای مثال ممکن است در ظاهر درباره درصد سود، تقسیم مسئولیت یا یک قرارداد مذاکره کنید، اما در لایهای عمیقتر ذهن شما درگیر این سؤالها باشد:
«اگر مخالفت کنم، درباره من چه فکری میکند؟»
«اگر روی حقم پافشاری کنم، آدم خودخواهی هستم؟»
«نکند من واقعاً به اندازه او توانمند نیستم؟»
«اگر نه بگویم، ممکن است رابطه خراب شود؟»
اینجاست که گاهی یک مذاکره کاری ساده، تبدیل به صحنهای برای فعال شدن طرحوارهها میشود.
۱. طرحواره ایثار؛ وقتی همیشه سهم بیشتری از بار را برمیدارید
فردی که طرحواره ایثار در او پررنگ است، ممکن است توجه زیادی به نیازهای دیگران داشته باشد و نیازهای خودش را مرتب در اولویت پایینتری قرار دهد.
در یک شراکت، این الگو ممکن است خودش را اینطور نشان دهد:
«اشکالی نداره، این قسمت رو هم من انجام میدم.»
«فعلاً سهم من کمتر باشه تا کار راه بیفته.»
«اون شرایطش سخته؛ من بیشتر مسئولیت میگیرم.»
«حالا پولش رو بعداً حساب میکنیم.»
هرکدام از این رفتارها بهتنهایی الزاماً نشانه طرحواره نیستند. انعطاف و همراهی بخشی از یک شراکت سالم است.
مسئله زمانی شروع میشود که این انعطاف تقریباً همیشه یکطرفه باشد.
یعنی شما مرتب بیشتر میدهید و کمتر مطالبه میکنید و در نهایت احساس خستگی، خشم یا مورد سوءاستفاده قرار گرفتن پیدا میکنید.
چرا فرد دارای طرحواره ایثار مرزگذاری نمیکند؟
گاهی پشت ایثار افراطی، احساس گناه وجود دارد.
فرد ممکن است وقتی نیاز خودش را مطرح میکند یا میخواهد سهم منصفانهاش را مطالبه کند، احساس کند خودخواه شده است.
در نتیجه به جای مذاکره، تحمل میکند.
اما احساسات و نیازهای نادیدهگرفتهشده معمولاً برای همیشه ناپدید نمیشوند.
ممکن است بعداً به شکل خشم، دلخوری، فرسودگی یا قطع ناگهانی رابطه برگردند.
۲. طرحواره اطاعت؛ وقتی «نه گفتن» از ضرر مالی هم سختتر میشود
در طرحواره اطاعت، فرد ممکن است خواستهها، احساسات یا تصمیمهای خودش را برای اجتناب از تعارض، طرد، خشم یا پیامدهای ناخوشایند سرکوب کند.
در شراکت کاری، این طرحواره اهمیت زیادی پیدا میکند؛ چون شراکت سالم بدون مذاکره، مخالفت، تعیین حدود و نه گفتن تقریباً امکانپذیر نیست.
فردی که اطاعت در او فعال است ممکن است بداند پیشنهاد طرف مقابل منصفانه نیست، اما باز هم بگوید:
«باشه.»
ممکن است از تصمیمی ناراضی باشد، اما سکوت کند.
ممکن است مسئولیتی خارج از توافق اولیه به او تحمیل شود، اما برای جلوگیری از درگیری آن را بپذیرد.
و حتی ممکن است در جلسهای با یک تصمیم موافقت کند و بعد ساعتها از خودش عصبانی باشد که:
«چرا همونجا حرفم رو نزدم؟»
مشکل اصلی فقط بلد نبودن «نه گفتن» نیست
گاهی فرد دقیقاً میداند چه باید بگوید.
مشکل این است که هنگام نه گفتن، هیجانهایی مثل ترس، اضطراب یا احساس گناه آنقدر بالا میروند که فرد دوباره تسلیم میشود.
بنابراین در طرحوارهدرمانی فقط روی یاد گرفتن چند جمله برای مرزگذاری کار نمیکنیم؛ مهم است بفهمیم:
چه چیزی باعث میشود مرز گذاشتن برای این فرد تا این اندازه دشوار باشد؟
۳. طرحواره نقص و شرم؛ «شاید من به اندازه او خوب نیستم»
گاهی امتیاز دادن فقط برای جلوگیری از دعوا یا کمک کردن به دیگری نیست.
گاهی در عمق ماجرا، فرد خودش را در موقعیت پایینتری قرار داده است.
در طرحواره نقص و شرم، فرد ممکن است در سطح عمیقی از ذهن خود احساس کند نقصی دارد، به اندازه کافی خوب نیست یا اگر دیگران او را واقعاً بشناسند، ارزشمندی کمتری برایش قائل خواهند شد.
حالا تصور کنید چنین باوری وارد یک شراکت شود.
اگر شریک شما باتجربهتر، ثروتمندتر، شناختهشدهتر یا از نظر اجتماعی قدرتمندتر باشد، ممکن است بهتدریج خودتان را کوچکتر ببینید.
مثلاً با خودتان بگویید:
«اصلاً حضور اون برای این کار خیلی ارزشمنده.»
«شاید من نباید پنجاه درصد بخوام.»
«اون خیلی بیشتر از من بلده.»
«نکنه اگه روی خواستهم پافشاری کنم بفهمه من اونقدرها هم خوب نیستم؟»
و به این ترتیب ممکن است احساس ناکافی بودن، خودش را در قالب امتیازهای واقعی و ملموس نشان دهد.
وقتی سه طرحواره کنار هم قرار میگیرند
حالا تصور کنید ایثار، اطاعت و نقص و شرم همزمان در یک فرد فعال باشند.
ایثار میگوید:
«بیشتر بده.»
اطاعت میگوید:
«مخالفت نکن.»
و نقص و شرم زمزمه میکند:
«شاید اصلاً حق نداری به اندازه او بخواهی.»
نتیجه میتواند شراکتی باشد که بهتدریج از تعادل خارج میشود.
فرد بارها کوتاه میآید، امتیاز میدهد و ناراحتیهایش را بیان نمیکند؛ اما نیازهای سرکوبشده جمع میشوند.
تا جایی که ممکن است یک روز با خشم به این نتیجه برسد:
«دیگه هیچوقت با هیچکس شریک نمیشم!»
آیا واقعاً از شراکت متنفرید یا از تجربهای که در شراکت داشتهاید؟
این دو با هم فرق دارند.
بعد از یک یا چند تجربه ناخوشایند، ذهن ما ممکن است به یک نتیجه کلی برسد:
«شراکت خطرناک است.»
در حالی که سؤال درمانی دقیقتر این است:
من در شراکت چگونه رفتار میکنم؟
آیا میتوانم مخالفت کنم؟
آیا میتوانم درباره پول شفاف حرف بزنم؟
آیا وقتی چیزی منصفانه نیست، همان موقع آن را بیان میکنم؟
آیا میتوانم بدون احساس گناه «نه» بگویم؟
آیا ارزش تخصص و زمان خودم را به رسمیت میشناسم؟
آیا برای حفظ رابطه، از حق خودم میگذرم؟
و شاید یکی از مهمترین سؤالها این باشد:
اگر شریکم را عوض کنم اما الگوی خودم را تغییر ندهم، چقدر احتمال دارد همین داستان با آدم دیگری تکرار شود؟
شراکت سالم چه تفاوتی دارد؟
شراکت سالم به این معنا نیست که دو نفر هرگز اختلاف ندارند.
اتفاقاً در یک رابطه کاری سالم، افراد باید بتوانند درباره اختلافها صحبت کنند.
مرزگذاری سالم یعنی بتوانید هم رابطه را ببینید و هم خودتان را.
بتوانید همکاری کنید، بدون اینکه دائماً خودتان را قربانی کنید.
بتوانید انعطاف نشان دهید، بدون اینکه حق انتخابتان را از دست بدهید.
بتوانید امتیاز بدهید، اما آگاهانه، متقابل و بر اساس یک تصمیم واقعی؛ نه از ترس طرد شدن، احساس گناه یا ناکافی بودن.
از کجا بفهمم طرحوارههایم در شراکت فعال میشوند؟
اگر چند مورد از این تجربهها مرتب برایتان تکرار میشود، بررسی دقیقتر الگوها میتواند مفید باشد:
- معمولاً بیشتر از سهم خودتان مسئولیت قبول میکنید.
- مطرح کردن مسائل مالی برایتان سخت است.
- از مطالبه حق خودتان احساس گناه میکنید.
- مخالفت کردن با شریک برایتان اضطرابآور است.
- برای جلوگیری از تنش، سکوت میکنید.
- بعد از جلسه تازه یادتان میآید چه چیزهایی میخواستید بگویید.
- افراد قاطع یا قدرتمند باعث میشوند خودتان را کوچکتر ببینید.
- در ابتدا زیاد امتیاز میدهید و بعد بهشدت دلخور میشوید.
- چند بار با افراد متفاوت، تجربههای مشابهی داشتهاید.
- بعد از مدتی احساس میکنید «باز هم من بیشتر دادم.»
وجود این نشانهها بهتنهایی به معنی تشخیص یک طرحواره مشخص نیست؛ اما میتواند دلیلی برای بررسی دقیقتر الگوهای تکرارشونده شما باشد.
تست طرحواره؛ قدم اول برای شناخت الگوهای تکراری
یکی از اولین قدمها برای تغییر یک الگوی تکرارشونده، دیدن و شناختن آن است.
ممکن است مسئله شما فقط ایثار یا اطاعت نباشد. طرحوارههای دیگری نیز میتوانند روی انتخاب شریک، شیوه مذاکره، اعتماد، مرزبندی و واکنش شما به اختلاف اثر بگذارند.
به همین دلیل، اگر احساس میکنید یک داستان مشابه در روابط کاری یا شخصی شما بارها تکرار میشود، میتوانید با انجام تستهای طرحواره در وبسایت سفیران آگاهی شناخت اولیهای از الگوهای پررنگ خودتان به دست آورید.
نتیجه تست جایگزین ارزیابی تخصصی روانشناس نیست، اما میتواند نقطه شروع مناسبی برای شناخت الگوهایی باشد که تا امروز شاید فقط نتیجهشان را دیدهاید.
وقتی شناختن طرحواره کافی نیست
گاهی آدم دقیقاً میداند مشکلش چیست.
میداند بیش از حد ایثار میکند.
میداند نمیتواند نه بگوید.
حتی میداند خودش را کمتر از دیگران میبیند.
اما درست در لحظهای که باید رفتار متفاوتی انجام دهد، دوباره همان الگوی قدیمی فعال میشود.
اینجاست که کار درمانی میتواند از «دانستن» فراتر برود.
در طرحوارهدرمانی تلاش میشود ریشههای این الگوها، نیازهای هیجانی پشت آنها و شیوههایی که امروز باعث تداومشان میشوند بررسی شوند تا فرد بتواند بهتدریج پاسخهای سالمتری را تجربه و تمرین کند.
اگر احساس میکنید طرحوارهها در روابط کاری، عاطفی یا خانوادگی شما بارها یک داستان مشابه میسازند، میتوانید برای بررسی تخصصیتر از خدمات مشاوره و رواندرمانی سفیران آگاهی استفاده کنید.
شاید مسئله «دیگه شریک نشدن» نباشد
گاهی بعد از یک تجربه دردناک، حذف کامل شراکت احساس امنیت بیشتری به ما میدهد.
اما اگر پشت آن تجربه، الگویی از ایثار افراطی، اطاعت، دشواری در مرزگذاری یا احساس نقص و ناکافی بودن وجود داشته باشد، ممکن است همان الگو این بار در رابطهای دیگر، محیط کاری دیگر یا حتی زندگی خانوادگی تکرار شود.
پس شاید سؤال اصلی این نباشد:
«چطور آدم بهتری برای شراکت پیدا کنم؟»
گاهی سؤال مهمتر این است:
«من وقتی وارد یک رابطه میشوم، چقدر میتوانم بدون ترس، احساس گناه یا شرم، از خودم و حقم دفاع کنم؟»
اگر پاسخ این سؤال برایتان آسان نیست، از شناخت الگوهایتان با انجام تست رایگان شناخت طرحواره ها شروع کنید.
و اگر احساس میکنید این الگوها بارها در زندگی شما تکرار شدهاند و تغییرشان بهتنهایی دشوار است از مشاوره با متخصصین طرحواره درمانی کمک بگیرید.
شاید خواندن مقاله «چگونه نه بگوییم» هم بتواند به شما کمک کند ، گاهی قرار نیست از شراکت فرار کنیم؛
قرار است یاد بگیریم در رابطه با دیگری، خودمان را جا نگذاریم.
سؤالات متداول درباره طرحواره و شراکت
آیا هرکسی در شراکت زیاد کوتاه میآید، طرحواره ایثار دارد؟
خیر. یک رفتار بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره وجود یک طرحواره کافی نیست. مهم است ببینیم این الگو تا چه اندازه پایدار، تکرارشونده و همراه با هیجانها و باورهای مشخص است.
طرحواره اطاعت چه ارتباطی با مرزگذاری دارد؟
فردی که الگوی اطاعت در او پررنگ است ممکن است به دلیل ترس از تعارض، خشم، طرد یا پیامدهای منفی، بیان خواستهها و مخالفت کردن را دشوار تجربه کند. این مسئله میتواند مرزگذاری در روابط کاری و شخصی را تحت تأثیر قرار دهد.
طرحواره نقص و شرم چگونه باعث امتیاز دادن میشود؟
وقتی فرد در سطح عمیقی خودش را ناکافی یا کمارزشتر میبیند، ممکن است در مذاکره نیز ارزش زمان، تخصص یا سهم خودش را کمتر در نظر بگیرد و بیش از اندازه به دیگری امتیاز بدهد.
آیا بعد از یک شراکت ناموفق بهتر است دیگر شریک نشویم؟
نمیتوان برای همه یک نسخه واحد پیچید. گاهی تصمیم به کار مستقل کاملاً منطقی است. اما اگر الگوی مشابهی با افراد مختلف تکرار شده، بررسی سهم الگوهای شخصی و طرحوارهها میتواند قبل از تصمیمگیری دوباره مفید باشد.
آیا تست طرحواره میتواند مشکل من را تشخیص دهد؟
تست میتواند به شناسایی اولیه الگوهای پررنگ کمک کند، اما بهتنهایی جایگزین ارزیابی بالینی و تشخیص تخصصی نیست. نتیجه تست زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که در کنار تاریخچه زندگی، روابط و تجربههای فرد بررسی شود.




